جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
64
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
كه سطح آب را خالدار و جزيرههاى كوچك و بيشههاى اطراف را لبريز مىكنند ، بطورىكه داخل مرداب به صورت بهشت شكارچيان درمىآيد . در رشتهء كمربندى بين دريا و كوهها نيز همه قسم حيوانات شكارى به حد وفور هست . در قسمت جنوبى مرداب قايق موتورى به كرجىهاى محلى تبديل مىشود كه به خليج كوچكى به طول پنج ميل تا قصبهء ماهىگيرى پيربازار امتداد مىيابد . پيربازار - پيربازار ( يعنى مرشد بازار و به احتمال قوى پيله بازار يعنى محل خريد و فروش پيلهء ابريشم است ) يك كاروانسرا و چند خانه و كلبه و يك بساط ماهىگيرى و بندى هم دارد كه براى صيد ماهى در دريا مىاندازد كه كه به گرفتن انواع و اقسام ماهى منجر مىشود . درشكههاى وارفته و خراب مسافران را از راهى در ميان جنگل كه شش ميل است به رشت مىرسانند . رودخانهء رشت يا شاهرودبار در طرف چپ به دريا جارى است و در آب كمعمق رودخانه و همچنين در مرداب كه بر طرف راست واقع است مار و لاكپشت پيوسته در حركتاند . رشت - راجع به رشت در يكى از فصلهاى آينده كه دربارهء ايالات شمالى ايران بحث خواهم كرد مطالبى براى گفتن خواهم داشت . اين شهر كرسى ايالت گيلان است و بايد گفت كه اولين شهرى است كه مسافر خارجى كه به خاك ايران قدم مىگذارد وارد آن مىشود و ابتداى سفر او به داخل ايران است . از مناظر اين محل و حوالى آن ، شايد مسافر ، خيالاتى راجع به مناظر و وضع زندگى ايران پيدا خواهد كرد كه بايد ناگزير خيلى زود فراموش كند ، زيرا كه آنجا تفاوت بارزى با نقاط ديگر دارد كه با تأثر فراوان بايستى مأنوس شود و اين اختلافات به همان اندازه است كه بين دوور ، بندر جنوبى انگلستان و عدن ديده مىشود . در رشت مسافرين خانههائى با بام سفالين سرخفام و مساجد و خيابان و پرچينهاى پرگل و باغها خواهند ديد كه مثل اين مىنمايد كه مسافر در ديارى ديگر است و جنگل و رودخانهها را كه در اطراف خود مىبيند نمونهء حاصلخيزى ايران خواهد پنداشت ، اما بايد از اين مناظر حتى الامكان حظ روحى حاصل كند چون